بدون عنوان
نميدونم چي بنويسم واقعا
از اينکه ادمهايي رو ميبينم که از ناراحتي ديگران خوشحال ميشن
از اينکه بقيه به جاي نشون دادن درک و فهمشون سعي دارن زندگي ما رو خراب کنن
فقط ميتونم براي سطح درک و بينشي که دارن احساس تاسف کنم
فقط همين
واقعا هيچ چيزي نميشه بهشون گفت
ضمن اينکه از خدا خواستم به زودي حال دخملم زير و رو بشه
تا اين
باعث ضايع شدنشون بشه
برام مهم نبودن و نيستن
چيزهاي ديگري برام مهم بودن که اينا تا حالا اصلا به چشمم نيومدن
فقط ناراحتم
چطوري ميشه يه ادمي از ناراحت بودن و مشکل داشتن بقيه لذت ببره؟
جالبه برام.
فقط به رضاي خدا فکر ميکنم
و دنبال حرف هاي خاله زنکي تا حالا نبودم و نيستم
اميدوارم هرچي خدا صلاح ميدونه اتفاق بيفته
ما از حکمت مسائل خبر نداريم
حتي اگه خدايي نکرده
آنيتا مشکلي داشته باشه که تا حالا هيچ پزشکي نتونسته مشکل تراشي کنه
به قسمت و تقديرم راضي ميشم
نه به خوشحالي اونا فکر ميکنم
نه به ناراحتي خودم
به خداوندي فکر ميکنم
که صلاح زندگي من رو اين مسير قرار داده


بدون عنوان
